مطالعهٔ ایران و فرهنگ فارسی در دانشگاههای آمریکا تا دههٔ ۱۹۶۰ موقعیتی کمابیش حاشیهای داشت. ایران پیشااسلام در انگشتشمار دانشگاه تراز اول موضوعِ مطالعه بود، دانشگاههایی مانند دانشگاه شیکاگو، دانشگاه کلمبیا، دانشگاه هاروارد، دانشگاه پرینستون، و دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس (یو.سی.اِل.اِی)، و معدودی پژوهشگر علوم سیاسی دربارهٔ ایران معاصر تحقیق میکردند، کسانی مثل جیمز اِی بیل[1]، روحی رمضانی، سپهر ذبیح، و ماروین زُنیس[2]. نیکی کدی در یو.سی.ال.ای یگانه استاد تاریخ ایران بود.
از میانهٔ دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فضا تغییر کرد. آمریکا جای آلمان را بهعنوان مقصد اصلی ایرانیان جوانی که آرزوی تحصیل در دانشگاههای خارجی داشتند گرفته بود و تعدادی از داوطلبان سپاه صلح آمریکا[3] از ایران با علاقهای ماندگار به کشور بازمیگشتند. ایران موضوع مطالعات مقطع دکترای آنها در رشتههایی مثل انسانشناسی، تاریخ، و علوم سیاسی میشد. کثیری از پژوهشگران جوان که دربارهٔ ایران کار میکردند و پا به صحنه میگذاشتند متوجه شدند انتشار مقالات پژوهشیشان در آمریکا کار آسانی نیست. در این زمان موسسهٔ خاورمیانه در واشنگتن دی.سی. ایران را وارد حوزهٔ کاری خود کرد و مقالاتی دربارهٔ ایران در نشریهٔ آن، مجلهٔ خاورمیانه[4]، منتشر شد. اما این مؤسسه گرایشهای سیاسی خاصی داشت و بسیاری بر این نظر بودند که زیادی به دولت آمریکا نزدیک بود. در ۱۹۶۳ تعدادی از دانشجویان ایرانی در مقاطع تحصیلات تکمیلی مصمم شدند یک نشریهٔ فارسیزبان برای انتشار تحقیقات دستاول دربارهٔ ایران منتشر کنند و اسمش را مکتب گذاشتند. هشت شمارهٔ مکتب از ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۷ ابتدا با سردبیری هرمز حکمت، دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه کلمبیا، و پس از او با سردبیری علی بنوعزیزی، دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه ییل، منتشر شد. لحن عمومی مکتب بازتابی از روح آن زمانه بود. سرکوبگری شاه علیه تمام اپوزیسیون بعد از ۱۹۶۳ تعداد فزایندهای از دانشجویان را بهسمت مواضع مخالفِ رژیم سوق میداد. مقالاتی هم که در مکتب منتشر شدند عمدتاً موضع انتقادی نسبت به وضعیتِ وقتِ ایران داشتند.
دانشجویان منتشرکنندهٔ مکتب در حالی که اعضای جنبش دانشجویی ضدشاه بودند، در مواجهه با رادیکالیزه شدنِ جنبش بعد از میانهٔ ۱۹۶۰ تصمیم گرفتند از فعالیت سیاسی پارتیزانی فاصله بگیرند و ایران را با شورمندی کمتر مطالعه کنند. در ژوئن ۱۹۶۷ بنوعزیزی و مجید تهرانیان، دانشجوی دکترای اقتصاد در هاروارد، مبتکر برگزاری نشست گروهی از دانشجویان دکترای همفکر در علوم اجتماعی شدند تا دربارهٔ راهاندازی نشریه جدیدی ویژهٔ مطالعهٔ علمی ایران معاصر گفتگو کنند. بههمراه فرهاد کاظمی، دانشجوی تحصیلات تکمیلی هاروارد، و کیوان طبری، دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه کلمبیا، و چند نفرِ دیگر، آنها در منزلی در کِیپ کاد[5] دیدار کردند و به این جمعبندی رسیدند که اگر نشریه ارگان یک انجمن تخصصی باشد شانس بیشتری برای بقا خواهد داشت. به این ترتیب، انجمنی از پژوهشگران رشتههای گوناگون که درباره ایران کار میکردند برپا شد. اسم آن را «انجمن مطالعات فرهنگی و اجتماعی ایران» گذاشتند و عامدانه کلمهٔ «سیاسی» را در آن نیارودند تا ماهیتِ غیرپارتیزانی گروه را برجسته کنند. در ابتدا، فقط ایرانیان میتوانستند عضو شوند. اما وقتی اولین نشست مجمع در سپتامبر ۱۹۶۷ در ییل برگزار شد، عضوگیری از همهٔ ایرانپژوهان آغاز شد. در این زمان یرواند آبراهامیان، رُی متحده، وحید نوشیروانی، و منوچهر پروین به گروه مؤسسان پیوستند. یک سال بعد عنوان گروه به «انجمن مطالعات ایرانشناسی»[6] تغییر یافت و با این عنوان در ایالت نیویورک ثبت رسمی شد.
این انجمنِ نوبنیاد از همه طرف مورد انتقاد قرار گرفت. همانطور که انتظار میرفت، دانشجویان ایرانیِ رادیکال با صدور بیانیهای علیه مجمع ادعا کردند که تأسیس آن به القاء ساواک و با هدفِ تضعیف اپوزیسیون تبعیدی بوده است. البته ساواک نهفقط از تأسیس این انجمن تخصصی استقبال نکرد بلکه آن را فضایی برای ترویج ایدهها و عقاید ضدرژیم تلقی کرد. انجمن مقابل این چالشها تاب آورد و در ادامه اعضای بیشتر و بیشتری جذب کرد.
مجلهٔ مطالعات ایرانشناسی
فعالیت اصلی انجمن از ابتدا انتشار مجلهاش، مطالعات ایرانشناسی، بود که سردبیری آن بر عهدهٔ علی بنوعزیزی بود. شمارهٔ اول مجله در ۱۹۶۸ منتشر شد و مجلد نازکی شامل فقط دو مقاله بود: جستاری منبعشناسانه بهقلم سردبیرِ موضوعی، رُی متحده، با عنوان «منابعِ مطالعهٔ ایران»، و مطلبِ دوم، نوشتهای از محقق ایتالیایی، اَلِساندرو باوزانی[7]، با عنوان «خداباوری و همهخداباوری در نزد مولوی». علی بنوعزیزی تا ۱۹۸۱ سردبیر مجله بود. بعد از آن، یرواند آبراهامیان و فرهاد کاظمی سردبیران مشترک مجله شدند تا ۱۹۸۶. در سالهای باقی دههٔ ۱۹۸۰، ریچارد بولیِت[8] سردبیر مجله بود.
در دو دههٔ اول انتشار مجله، تولید فیزیکی مجله جزو مسئولیتهای سردبیر بود. تایپ، چاپ، پخش، و البته انبارداری مجلاتِ منتشرشده را سردبیر مدیریت میکرد. انتشار سالانه چهار شمارهٔ مجزا در مقاطع زمانی معین ممکن نبود بنابراین با اینکه شمارهها موضوعی نبودند انتشار مجلدهای دوشمارهای یا حتی چهارشمارهای نهفقط استثنا نبود که باب شد. با سرقت کامپیوترِ دفتر سردبیری در اواخر ۱۹۸۰، وقفهای طولانی تمام مکاتبات سردبیری و متن مقالات دریافتی از دست رفت و در انتشار نشریه وقفهای طولانی افتاد. در این دوران بسیاری از دانشگاهها اشتراک مجله را تمدید نکردند، گرچه ارسال خبرنامهها منظم ادامه یافت. این وقفه سرانجام با تلاش بسیار سردبیر بعدی، عباس امانت، پایان گرفت. او در فواصل کوتاه شمارههای متعددی منتشر کرد تا اینکه تاریخهای روی جلد به تاریخهای واقعیِ انتشار رسید.
عباس امانت از سردبیری کنار رفت و جای او را رابرت مکچسنی[9] گرفت که مجله را از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳ سردبیری کرد. با قرارداد با تیلور اَند فرانسیس و سپردن تولید و پخشِ مجله به این ناشر انگلیسی، تولید مجله حرفهایتر شد. در ۲۰۰۳ همایون کاتوزیان سردبیر ارشد شد و مجمع انجمن در ۲۰۱۱ سِمت او را برای پنج سالِ دیگر تمدید کرد. در پایان دورهٔ او در ۲۰۱۶، علی قیصری جای او را گرفت و کریستوف ورنر[10] معاون سردبیر شد.
قرارداد همکاری با تیلور اند فرانسیس موفقیت بزرگی بود. این ناشر در ۲۰۰۹ پیشنهاد کرد مجله پنج شماره در سال منتشر شود که این روند تا ۲۰۱۱ ادامه یافت. از ۲۰۱۱ مجله شروع کرد به انتشار سالانه شش شماره. در همین سال، امتیازِ ورود به نمایهٔ آی.اِس.آی به مطالعات ایرانشناسی تعلق گرفت که با این تغییرْ جذابیت مجله برای پژوهشگران بیش از پیش شد، بهویژه برای پژوهشگرانی که در ایران بودند که ارتقاء درجهٔ دانشگاهیشان بر اساس انتشار مقاله در مجلات آی.اس.آی است. در حال حاضر، مشترکان مجله و اعضای انجمن به تمام شمارههای مجله در تارنمای آن دسترسی دارند.
انجمن مطالعات ایرانشناسی
از راهاندازی انجمن مطالعات ایرانشناسی طولی نگذشت که با حمایت فعالانه و بیدریغِ تعدادی از پژوهشگران ارشد، این انجمن قادر به تثبیت خود در جغرافیای حرفهای دانشگاههای آمریکا شد. در ۱۹۶۹، نیکی کدی از طرف مجمع با مدیر مرکز مطالعات شرقی جدید در یو.سی.ال.ای.، گوستاو فُن گرونباوم[11] (۱۹۷۲-۱۹۰۹)، ارتباط گرفت و گرونباوم پذیرفت که اولین کنفرانس انجمن را تأمین مالی کند. کنفرانس که دربارهٔ «ساختار قدرت در ایران اسلامی» بود در ژوئن ۱۹۶۹ برگزار شد و پژوهشگرانی را از رشتههایی متنوع شامل تاریخ، اقتصاد، علوم سیاسی، انسانشناسی، روانشناسی اجتماعی، و جغرافیا گردآورد. این یک پیروزی علمی بود بهویژه از آنرو که محملی فراهم آورد برای برخی پژوهشگران جوانتر تا بتوانند تحقیقاتشان را معرفی کنند. با این حال، وقتی اعضای انجمن دانشجویان ایرانی، که گروهی رادیکال بود، در بعضی سخنرانیها اختلال کردند کنفرانس معلق شد.
امید انجمن به برگزاری کنفرانسهای مشابه پس از آن بهجایی نرسید، غیر از اینکه در ژانویه ۱۹۷۴ اُلِگ گرَبر[12] کنفرانس بزرگی دربارهٔ اصفهان در هاروارد ترتیب داد و انتشار مجموعه مقالاتش را به مطالعات ایرانشناسی سپرد که در دو مجلدِ دوشمارهای متوالی با سردبیری مهمان ریناتا هُلُت[13] منتشر شد. (۱۹۷۴، دوره ۷: ۱-۲، ۳-۴)
با وجود اینکه مرکز انجمن در ایالات متحده بود، در ایران بهسرعت از سوی پژوهشگرانِ مطرح حمایت شد. عبدالحسین زرینکوب (۱۹۹۹-۱۹۲۳) و ایرج افشار (۱۹۲۵-۲۰۱۱) با حمایتشان به اعتبار علمی مجمع افزودند. زرینکوب با چاپ مقالهای با عنوان «تصوف پارسی از دیدگاهی تاریخی» به مجله رونق زودهنگامی داد که بسیار به آن نیاز داشت. این مقاله کل یک مجلدِ دوشمارهای را که سردبیر مهمانش ریناتا هُلُت بود، پُر کرد (۱۹۷۰، دوره ۳: ۳-۴).
با این حال مقاومتهایی هم میان پژوهشگران جاافتاده برای همکاری با «جوانان انقلابی» ایرانشناسی وجود داشت. زمانی که کنفرانس مهمی در دانشگاه کلمبیا دربارهٔ ایران معاصر برگزار میشد، پیشنهاد انجمن برای همکاری با کنفرانس رد شد. مجموعه مقالات کنفرانس در یک مجلد ویراسته با عنوان مواجههٔ ایران با دههٔ هفتاد با ویراستاری احسان یارشاطر منتشر شد. دانشجویان در این کنفرانس هم تظاهرات کردند.
انقلاب ۷۹-۱۹۷۸ و عواقب آن میتوانست فعالیتهای انجمن را مختل کند، زیرا اغلب محققان در اطراف شکافهای چندلایهای که جامعهٔ ایران را تکهتکه کرده بود خود را رو در روی هم مییافتند. ولی سردبیران مجله توانستند از میان دو خطر – کنشگری پاتیزانی و انفصال آنجهانی از اینجاواکنون – راهی مدبّرانه و عمداً غیرایدئولوژیک باز کنند. دستاورد این راه دو شمارهٔ موضوعی ویژه بود که مستقیماً به انقلابِ جاری مربوط بودند، یکی دربارهٔ «دولت و جامعه در ایران» با سردبیری مهمان امین بنانی (۱۱، ۱۹۷۸)، و دیگری دربارهٔ «انقلاب ایران در چشمانداز» با سردبیری مهمان فرهاد کاظمی (۱۳، ۱۹۸۰). فهرست نویسندگان این دو شماره نام پژوهشگران مرجع در حیطه ایرانشناسی را دربردارد و مقالاتش بهترین تحلیلهای علمی از انقلاب در سالهای اولیهاند.
مؤسسان انجمن در ابتدا از ایجاد سلسلهمراتب رسمی اجتناب کرده بود. بالاترین مقامِ انجمن بهمدت سه دهه دبیر اجرائی بود (بعداً مدیر اجرائی نامیده شد) که مجمع بههمراه خزانهدار و سردبیر مطالعات ایرانشناسی انتخابش میکردند. اما در اوایل دههٔ ۱۹۹۰ بسیاری به این نظر رسیدند که بهتر است از الگوی انجمن مطالعات خاورمیانه (مسا)[14] و سایر انجمنهای تخصصی پیروی کنند و مقام ریاست را ایجاد کنند. در ۱۹۹۶ اعضا با تصویب اصلاحیهای بر اساسنامه، مقام ریاست را ایجاد کردند و انتخابِ بدونمخالفت احسان یارشاطر، بزرگِ ایرانشناسی و سردبیر برجستهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، در حکم اولین رئیس انجمن در ۱۹۹۷ نشانهٔ این بود که دورهٔ تنشهای دههٔ ۱۹۷۰ قطعاً سپری شده بود. پس از او علی بنوعزیزی، فرهاد کاظمی، ویلیام هناوِی، احمد اشرف، ریچارد فرای، شاهرخ اخوی، و احمد کریمی حکاک هر کدام یک سال رئیس انجمن بودند. تجربهٔ این مرحله نشان داد که دورهٔ یکسالهٔ ریاست واقعگرایانه نیست، بنابراین با اصلاحِ دوبارهٔ اساسنامه، دورهٔ ریاست دو ساله شد. رؤسای بعدی، ژانت آفاری (۲۰۰۶-۲۰۰۴)، نسرین رحیمیه (۲۰۰۸-۲۰۰۶)، محمد توکلی طرقی (۲۰۱۰-۲۰۰۸)، هوشنگ شهابی (۱۲-۲۰۱۰)، مهرزاد بروجردی (۱۴-۲۰۱۲)، تورج اتابکی (۱۶-۲۰۱۴)، و تورج دریایی (۱۸-۲۰۱۶) به ریاست رسیدند. در دورهٔ مدیریت محمد توکلی طرقی دبیرخانهٔ دائمی انجمن در دانشگاه تورنتو تأسیس شد و ریوان سَندلر[15] در جایگاه مدیر اجرائی تماموقت، مسئول امور روزمرهٔ انجمن شد. او همچنان این کار را بهنحو عالی انجام میدهد.
در میانهٔ دههٔ ۱۹۹۰ حجم عظیم کارهای دانشگاهیِ جالبتوجهی که دربارهٔ ایران انجام میشد چنان ابعادی پیدا کرد که انجمن تصمیم گرفت کنفرانسهای دورهای برگزار کند. برگزاری نشستهای سالانه خیلی زود جایش را به رویدادهای دوسالانه داد و اولین کنفرانس در ۱۹۹۶ در بَـثِـزدا[16]، مریلند، برگزار شد. چهار کنفرانس دیگر در بثزدا برگزار شد و بعد انجمن تصمیم گرفت نشست ۲۰۰۶ را در اروپا برگزار کند.
در ۲۰۱۱ انجمن انتشار یک مجموعه کتاب را با ویراستاری همایون کاتوزیان و محمد توکلی طرقی و راتلج، ناشر انگلیسی، شروع کرد. این مجموعه مشتمل بر تکنگاریها و مجموعهمقالات است و تا کنون ۳۷ عنوان ذیل آن منتشر شده است.
ارتباط با انجمن مطالعات خاورمیانه (مسا)
گمانهزنیها برای راهاندازی انجمن مطالعات ایرانشناسی همزمان شد با تلاش گروهی از محققانِ مطالعاتِ خاورمیانه که برای بنیانگذاری انجمن مطالعات خاورمیانه (مسا) تدارک میدیدند که حوزهٔ کار آنها شامل ایران هم میشد. بنابراین ارتباط میان این دو سازمانِ نوظهور میتوانست موضوع مقداری موشکافی شود. مؤسسان انجمن مطالعات ایرانشناسی از همان آغاز تصمیم گرفتند با مسا همبسته شوند و با پیوستن یکی به سازمانِ بزرگتر، پیوند میان دو سازمان را دائمی کنند. پس از مدتی درنگ، هیأت مدیرهٔ مسا پیشنهاد را قبول کرد و انجمن را به در زمره سازمانهای پیوسته خود قرار داد. این الگویی شد برای ارتباط سایر انجمنها با مسا- در ۲۰۱۸ تعداد انجمنهای وابسته مسا به ۳۶ مورد رسید.
انجمن ایرانشناسی برای هدایت و تشویق محققان ایرانی به فعال ماندن در مسا تصمیم گرفت مجامع دورهای و نشستهای کاری خود را در کنفرانسهای سالانهٔ مسا در نوامبر برگزار کند. این هم نمونهای شد برای مسا که نهایتاً برنامهای برای برگزاری نشستهای سازمانهای پیوسته ریخت که بهموجب آن نشستهای آنها روزِ قبل از شروع پنلهای مسا برگزار شود. تا اوایل دههٔ ۲۰۰۰ انجمن پنلهای خاص خود را هم در مسا متقبل بود، اما این کار بعد از کنفرانسهای دوسالانهٔ انجمن در ۱۹۹۶ متوقف شد. اعضای انجمن بهصورت فردی در تمام سطوح مسا ایفای نقش کردهاند. دو تن از مؤسسان انجمن، فرهاد کاظمی و علی بنوعزیزی، نیز در ۹۶-۱۹۹۵ و ۵-۲۰۰۴ رئیس مسا بودند.
از انجمن به انجمن بینالمللی و سپس به انجمن ایرانپژوهی تبدیل شد
بعد از اینکه انجمن مطالعات ایرانشناسی اعضای بیشتر و بیشتری از خارج از آمریکای شمالی جذب کرد، تصمیم گرفت با افزودن کلمهٔ «بینالمللی» به عنوانش بر فراملی بودن کارش تأکید کند. اعضا با این تغییر موافقت کردند و در ۲۰۰۳ انجمن مطالعات ایرانشناسی به انجمن بینالمللی ایرانشناسی[17] بدل شد.
انجمن برای اینکه به این تغییر نام مادیّت دهد تصمیم گرفت ششمین کنفرانس دوسالانهاش را در ۲۰۰۶ در لندن برگزار کند. هدف این بود که مشارکت پژوهشگران اروپا و خاورمیانه تسهیل شود، بهویژه که در آن زمان برای ایرانیان گرفتنِ ویزای انگلیس سادهتر از ویزای آمریکا بود. در آگوست ۲۰۰۶ پانصد محقق از سراسر جهان در مدرسهٔ مطالعات شرقی و آفریقایی گردهم آمدند. بنیاد میراث ایران که مرکزش در لندن بود بهعنوان حامی مالی کمکیِ کنفرانس انبوهی از کارهای سازماندهی کنفرانس را برعهده گرفت. هفتمین دوسالانه در ۲۰۰۸ در تورنتو برگزار شد و با برنامهٔ فرهنگی پیشبینینشدهای همراه شد که کنسرتی از ارکستر سمفونیک تورنتو با اجرای آهنگهایی با تم ایرانی بود. در ۲۰۱۰ دوسالانه در لس آنجلس برگزار شد که بزرگترین اجتماع مهاجران ایرانی را در خود دارد، و در ۲۰۱۲ با همکاری مجدد بنیاد میراث ایران محققان توانستند دوباره در اروپا گردهم آیند، اینبار در شهری با بیشترین خصلت جهانشهری یعنی استانبول. کنفرانس در آگوست ۲۰۱۴ در مونترال کانادا و در ۲۰۱۶ با میزبانی موسسهٔ ایرانشناسی آکادمی علوم اتریش در شهر وین برگزار شد. در ۲۰۱۶ ISIS (سرنام انگلیسی انجمن) دیگر تداعیگر الههٔ حاصلخیزی در مصر باستان نبود، بلکه یادآور سازمان تروریستی داعش بود، پس در وین دوباره تصمیم گرفتند که نام انجمن را عوض کنند و از آن زمان نامش انجمن ایرانپژوهی[18] است. دوازدهمین کنفرانس دوسالانهٔ ایرانپژوهی در آگوست ۲۰۱۸ بهمیزبانی مرکز فرهنگ و مطالعات فارسی در دانشگاه کالیفرنیا، اروین، برگزار شد.
مجمع انجمن در نشست ۲۰۱۱ در واشنگتن تصمیم گرفت ردهٔ عضویت تازهای ایجاد کند تا سازمانهای دیگری که در کارِ ایرانشناسیاند بتوانند بهعنوان عضو حقوقی به آن بپیوندند. این سیاستْ موفقیت چشمگیری داشته است و از آن زمان مؤسسات و بنیادهای متعددی از آمریکای شمالی، اروپا، و آسیا عضو شدهاند. انجمن ایرانپژوهی میخواهد سازمانی فراگیر بشود که تبادل و همکاری علمی را میان محققان در تمام قارهها تسهیل کند.
[1] James E. Bill
[2] Marvin Zonis
[3] American Peace Corps
[4] Middle East Journal
[5] Cape Cod
[6] Society for Iranian Studies
[7] Alessandro Bausani
[8] Richard W. Bulliet
[9] Robert McChesney
[10] Christoph Werner
[11] Gustave von Gruenebaum
[12] Oleg Grabar
[13] Renata Holod
[14] MESA
[15] Rivanne Sandler
[16] Bathesda
[17] The International Society for Iranian Studies (ISIS)
[18] Association of Iranian Studies (AIS)
انجمن ایرانپژوهشی: تاریخچهای مختصر
هوشنگ شهابی





نظرات بسته شده است.