زیستجهان افسردهٔ نسل پساانقلاب
آرزو اسانلو
نشان دادن تغییر نسلی کیفیت تجربه جوانان ایرانی از دورهٔ پساانقلاب و پساجنگ و و نحوهٔ صحبت کردن آنها دربارهٔ این تجارب وظیفهٔ خطیری بوده که دفترچهٔ خاطرات پروزاک نوشتهٔ ارکیده بهروزان بهخوبی از عهدهٔ آن برآمده است. نویسنده، که آموزش انسانشناسی و نیز پزشکی دارد، نشان میدهد که چطور استفاده روزافزون از داروهای روانپزشکی، بهویژه داروهای ضدافسردگی با تغییر فرهنگی وسیعتری همراه بوده است که طی آن زبان بیهنجاری و روانزخم {بهعنوان تجربههای تجربههای اجتماعی} با کاربرد تعابیر افسردگی و اضطراب – بیماریهایی که درمانشان عموماً دارویی است – پزشکانه میشود و بهاین وسیله تجربههای شرایط سیاسی مولد آنها زائل میشود.
دفترچهٔ خاطرات پروزاک در مراحل اولیهٔ تشکیل دولت پساانقلابی و دورهٔ جنگ ایران و عراق (۶۷-۱۳۵۹)، دقیقهای مهم از تاریخ روانپزشکی ایران را کاوش کرده است. همزمان، این تحقیق نشان میدهد که چگونه زبان بالینی خودمانیسازی شد و جای شعر و شاعری را گرفت که پیشترها مهمترین وسیلهٔ ایرانیان برای فهمپذیر ساختن آمال، تجارب و حیات روانی خود بود.
عنوان کتاب یادآور دفترچهٔ پروزاک[1] نوشتهٔ لارِن اِسلِـیتر[2] (۱۹۹۸) است. کار بهروزان اگرچه مانند کار اسلیتر یک شرححال نیست، شامل روایتهای مردمنگارانهای است که با تفسیرهای علمی و تأملات تاریخی همراه شده است و همانند آن کار کندوکاوی است در تجربههای افسردگی، اضطراب و اختلال بیشفعالی-کمتوجهی (ADHD) و نیز برآمدن درمانهای دارویی برای آنها. بهروزان ادبیات زیستپزشکی را با مصاحبههای جذاب، مشاهدهٔ مشارکتی و حتی مواد آموزش پزشکی بههممیآمیزد و تاریخنگاریای فهمپذیر از روانپزشکی برای غیرمتخصصان فراهم میکند. بهروزان بر اساس حوزههای پژوهشی انسانشناسی پزشکی و ایرانپژوهی، میکوشد این تغییر فرهنگی با اهمیت را فهمپذیر کند. او در ادامهٔ پژوهش پیشگامانهٔ بایْرن گود[3]، ماریجو دِلوِکیو گود[4] و رابرت مُرادی دربارهٔ افسردگی در ایران (۱۹۸۶) زمینههای زبانشناسانه و فرهنگیِ شکلدهنده به تجربهٔ بیماری را بررسی میکند. او سپس بهپیروی از مایکل فیشر[5] (۱۹۸۰) نشانههای فرهنگی و زبانشناسانهای را که خاصبودگی بیان هیجان را آشکار میکنند معرفی میکند. با این حال، نویسنده کتاب را مشحون از واژگان پزشکی یا نظری غامض نکرده است. در عوض، او اجازه داده که دستاوردهای علمیاش برای نظریه و روش از دل مردمنگاری و گفتههای راویان بیرون بیاید. بهروزان با کاربرد «تلمیح حکایتشده»[6]ی مایکل تاوسیگ[7] اجازه میدهد که تفسیرْ اهمیت و معانی نظری خود را پیدا کند (ص. ۱۱).
نثر کتاب روان است و یک قوس روایی روشن دارد. یکی از قوتهای کتاب حساسیت ادبی نویسنده است که کمک میکند توصیفات مردمنگارانه بهخوبی با تحلیل آثار هنری، ادبیات، شعر و موسیقی ترکیب شود. اما هدف کتاب صرفاً تولید یک تکنگاری خوشساخت دربارهٔ روانپزشکی نیست، بلکه همزمان قرار است کنکاش ظریفتری در روشهای مردمنگارانه بهعمل آید: ترجمه. بهروزان میپرسد آیا میتوان «روایت حالات عاطفی را، که عمیقاً در زبان فارسی و حساسیتهای معنایی و هیجانی آن رسوخ کردهاند، به انگلیسی برگرداند» (ص. ۱۵). بنابراین، مشغولیت کتاب با زیباییشناسی به ابزاری روششناسانه بدل شده و برای درک قلمرو عاطفی وسیعتری که این تغییر فرهنگی و نسلی دربر دارد، بهکار گرفته شده است.
بهروزان این تغییر و اثرات (و تأثرهای) آن را در قالب هفت فصل مستقل بهعلاوهٔ یک مقدمه و جمعبندی معرفی میکند. درست قبل از هر فصل، موضوعات کلیدی بررسی پیشرو با یک میانپردهٔ روایی فراهم میشود. در فصل ۱، بهروزان نقشهٔ تغییر فرهنگی را رسم کرده؛ ضرورتهای دورهٔ تاریخیای را بررسی میکند که مولد شرایطی شده که به برآمدن گفتار روانپزشکانهٔ افسردگی بهمثابه زبان خودمانی زندگی روزمره انجامید. به این طریق زمینه برای بحثهای مفصلتر کتاب فراهم میشود. میانپردهٔ این فصل درکی از تداعیهای غنی و پیچیدهٔ کتاب ارائه میکند. روایت با تصویری طنزآمیز شروع میشود که از بخش ویژهای از یک هفتهنامهٔ پرطرفدار جوانان برداشته شده است: دلقکی متفکر با ماسکی بر چهره که بهحالت آشکارا تراژیکمیک تظاهر به افسردگی نشسته است. بههمراه ماجراهایی دربارهٔ افسردگی، طرح جلد هفتهنامه همچنین شامل تلمیح کوچکی به سهراب سپهری است {سپهری: وسیع باش و تنها و سربهزیر و سخت}، در حالی که «تنها» و «سخت» را در شعر منثور او با اصطلاح بالینی «افسرده» جایگزین کردهاند {تیتر مجله: دپرس باش و بزرگ و سهبهزیر}. از نظر بهروزان، تصویر بههمراه تیترش سرشت این تغییر تاریخی، فرهنگی و نسلی را برجسته میکند. ولی این همهٔ ماجرا نیست. نویسندگان هفتهنامه نهتنها به معادل فارسی depression، افسردگی، ارجاع دادهاند بلکه از اصطلاح انگلیسیمآب دپرس هم استفاده کردهاند. چنان که بهروزان در آغاز فصل نوشته است، پزشکی در زبانی متفاوت زندگی جدیدی پیدا میکند؛ وقتی زمینه تغییر کند فرمهای فرهنگی تازهای ساخته میشود. بنابراین، او از خواننده میخواهد به این سوال فکر کند: در ایران «دپرس بودن به چه معنا است؟»
در فصل ۲، بهروزان قسمی تاریخ تعلیمی سلامت روان و روانپزشکی در ایران را عرضه میکند. در این مسیر، او به پیشینهٔ حکایتشدهٔ بیمارستان روزبه برمیگردد؛ اولین جایی که روانپزشکی دانشگاهی {در ایران} پدید آمد. او از طریق تحلیل مجموعهٔ جذابی از دادهها شامل کتابهای درسی و شرححالهایی که بعضی از بنیانگذاران بیمارستان نوشتهاند، مضامین کلیدی تشکیلات پزشکی ایران را در اوایل سدهٔ بیستم مشخص میکند: «روح مدرنیته و نقش پزشکان بهمثابه واسطه فرهنگ عمومی و تخصص علمی؛ میراث تمایزهای جالینوسی و سینوی در طب میان بیماریهای اعصاب و بیماریهای روح؛ و تأسیس مؤسسات سلامت روان» (ص. ۴۲). او بهعلاوه اظهارنظر روانپزشکی در زمینهٔ مسائل گستردهترِ اجتماعی و سیاسی جاری را برجسته میکند؛ اینکه چطور روانپزشکانی که خارج از کشور آموزش دیده بودند، اغلب در فرانسه، بازگشتند و با اینکه آموزش پزشکی خارجیشان را در «تاریخ پیشااسلامی و اصیل» خود جایابی میکردند، با ذهنیت علمی خود به طرح سیاستهای اصلاحگرایانه پرداختند (ص. ۴۷). در همین فصل، بهروزان با توصیف سرشت تمایز تاریخی بین بیماریهای ذهنی و عصبی در تعلیم و تربیت روانپزشکی در ایران، و معرفی روانکاوی و رواندرمانی، تاریخ مختصری از روانپزشکی در قرن بیستم ارائه میکند.
فصل ۳ از پنج چارچوب مجزا استفاده میکند تا تغییر گفتمانی را در زبان روانپزشکانهٔ سلامت روان تصویر کند. نتایج، ارزیابیها و اصطلاحات بالینی بهوسیلهٔ این چارچوبها انگزدایی[8]، همگانی و عادیسازی میشوند. در هر کدام از زمینهها میبینیم که گویندگانْ فارسی را با انگلیسی و زبان علمی را با زبان شاعرانه میآمیزند و با ارجاع مستقیم به گفتمان روانپزشکی سیاست را درسِ سلامت روان میدهند و در همهٔ این احوال مطابق با سیاست فرهنگیِ اجراگری تظاهری[9] میمانند. مواد خام بهروزان اینجا درسگفتاری دربارهٔ اضطراب، کمپینهای رسانهای برای ارتقای آگاهی عمومی، انتشار عمومی آمارها و شواهد همهگیرشناسانه، برنامههای انگزدایی از بیماری روانی و خودکشی، و بررسی نرخهای تجویزهای پزشکی است.
در حالی که سه فصل اول به برآمدن خودمانیسازی زبانِ سلامتِ روانی، مسائل روانی و درمان یا مراقب روانپزشکی میپردازد، چهار فصل بعدی به تحلیل امکانهای فرهنگیای میپردازد که این تغییر در درک سلامت روانی بهوجود آورده است.
در ابتدای فصل ۴ کنکاشی هست در این خصوص که زبان خودمانیشدهٔ روانپزشکی چطور به تجربه و نیز بازنمایی آن شکل میدهد (Das, 1996). بهروزان در این فصل بررسی میکند که چگونه افرادی که با اصطلاح دپرشن خود را میشناسند – یکی دیگر از کلمات انگلیسی آواییشده[10] – نمایانگر یک حالت افسردگی «مشخصاً تظاهری و نسلی» اند (ص. ۹۴). بهروزان نشان میدهد که چطور اصطلاحات روانپزشکانه بهلحاظ کیفی تغییر میکنند و خودمانی میشوند و حرف زدن از پروزاک – که انواع مختلف داروهای روانپزشکی با این نام یککاسه میشود – شیوهای میشود برای بیانگری روانی خود. بهروزان نشان میدهد که درمان دارویی از طریق قرص «چیزی همزمان جابهجاکننده و دگرگونساز» است که افراد را قادر میکند به هویتی جدید درآیند، بهفراسوی چالشها گذر کنند، و همراه با اعلان حساسیتهای مدرن خود نسبت به سلامت روانی، خویشتن درونیشان را بهطور شیمیایی بازسازی کنند (ص. ۱۱۶). در همین زمینه، در عرصهٔ پررونق هنر ایران، بهروزان دست روی یک نمایشگاه عکاسی با عنوان افسردگی عمیق میگذارد؛ بهسراغ مواجههٔ بلاگنویسها با افسردگی با یک کلید بالینی میرود؛ و همچنین تجارب ایرانیانی که {از کشور} رفتند و آنها که ماندند را بررسی میکند. صحبت از دپرشن، از نظر بهروزان، مؤید نوع خاصی از اضطراب و نگرانیِ پایدار مرتبط با حس نسلی فقدان است؛ یک حالت خاص و مواجههای عاطفی با جنگ ایران و عراق که به «نسل سوخته» شکل داده است.
در فصل ۵ بهروزان به آنچه که «زندگی پس از مرگ و روانشناسانه»ی جنگ ایران و عراق نامیده است میپردازد و با تمرکز بر زیستجهان نسل پساجنگ، رابطهٔ حافظه و روانزخمِ[11] جنگ را کاوش میکند. هدف این بخش فهم بهتر این موضوع است که افراد چگونه تجربهٔ کودکی خود را از جنگ «درونی، بازسازی و تفسیر کردهاند» (ص. ۱۲۶). در این بستر، بهروزان دوباره به سراغ فضای وبلاگ فارسی میرود، به این دلیل که این فضا برای بسیاری از افراد نسل مورد بررسی جایی برای بیان حکایتهای خود و اجرای تظاهر اجتماعی و تولید فرهنگی است، که اگر نبود این فضا آنها در زندگی غیرمجازی این امکانها را نداشتند. وبلاگنویسی برای کسانی که شکل مشابهی از روانزخم را تجربه کرده بودند، نوعی جدید از مواجههٔ محاورهای را ممکن میکرد و ظرفیت عاطفی جدیدی برای بازاندیشی عواطف، بین نسلها و در فضای مجازی، ایجاد میکرد که بعداً میتوانست در بیرون از اینترنت ادامه پیدا کند (و برعکس) (ص. ۱۴۱). در این فصل، بهروزان همچنین اَشکال بصری تولید فرهنگی دربارهٔ دپرشن را بررسی میکند.
در فصل ۶، نویسنده از دپرشن بزرگسالان فاصله میگیرد و به اختلال بیشفعالی-کمتوجهی در کودکان میپردازد. اینجا او پزشکیسازی بیشفعالی و همراه آن رشد مصرف ریتالین را برجسته میکند که این فرایند با معرفی روانپزشکی کودکان بهعنوان یک فوقتخصص در سال ۱۹۹۷ همزمان بوده است. بهروزان تنشهایی را در علم پزشکی و تشخیص ADHD، در حوزهٔ پژوهش پزشکی غربی و نیز در ایران، برجسته میکند. با اینحال، هدف این فصل کنکاش در انطباق نسلی با مراقبت روان-داروشناختی از والدین به فرزندان است. بهروزان نشان میدهد که والدین ایرانی بهچهنحو در زمینههای پزشکی و اجتماعی دربارهٔ ADHD با هم صحبت میکنند و وقتی در پی درمان پزشکی کودکانشان با ریتالین هستند چه در ذهن دارند. بهنظر بهروزان، پاسخ را باید در نگرانیهای رایج والدین دربارهٔ آیندهٔ فرزندانشان جست- اضطراب والدین که ملازم با تلاش آنهاست برای انجام هرچه از دستشان برمیآید تا بهترین شرایط ممکن برای موفقیت فرزندانشان ایجاد شود. پس آنچه در ذهن والدین میگذرد حس فرزندپروری موفق خود آنها است. آنها سوژههای مدرنی اند که در انقیاد ابزارهای خود-مراقبتی دارویی، امیدوار اند که سلامت بیشتر و آیندهٔ شکوفایشان تضمین شود.
در آخرین فصل، بهروزان دوباره به بیمارستان روانپزشکی روزبه بازمیگردد؛ از تحلیل موشکافانه قبلی فاصله میگیرد تا روانپزشکی را بهمثابه یک رشته بررسی کند و روی این پرسش تأمل کند که آیا میتوان از روانپزشکی بهعنوان دریچهای برای نقد فرهنگی استفاده کرد. بهروزان شرحی از مباحثات درون روانپزشکی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، ارائه میکند و به این ترتیب تنش میان رویکرد روانپویشی[12] و رویکرد دارومحور[13] در سلامت روانی را بررسی میکند. بهروزان هر دو رویکرد را بهاجمال معرفی میکند و انتقادات روانپزشکانِ دارومحور را به روانپزشکان متمایل به درمانشناسی[14] بازگو میکند – انتقادهایی خلاصهاش غیرعلمیبودن است. با این حال، رویکردهای ایرانیان به سلامت روانی (و ظاهراً علیرغم انزوای بینالمللی کشور) پیرو بازار جهانی دارو و اثرات زیستسیاست نولیبرالی است که بر خود-مراقبتی فردی و انگارهٔ فوکویی «مسئولیتپذیرسازی»[15] تأکید میکند (ص. ۲۰۸).
در پایان، دفترچه خاطرات پروزاک با بازگشت به هنر حکایتگری به جمعبندی خود میرسد. بهروزان اثرگذاری حکایتهای خویشتنِ روانپزشکانه را با تحلیل انسانشناسانهٔ آنها نمایان میکند. این حکایاتْ تجارب فردی را با فرایندهای تاریخی، فرهنگی و نسلی آشکار میکنند. حکایتهای روانپزشکی همچنین ما را از ترجمان علمیشده و دارومحور زندگی دور میکنند و به تأیید ویژگیهای نسلی {و ابتکاری}[16] روانپزشکی خودمانی سوق میدهند که مولّد صور فرهنگی و شیوههای زندگی جدید است. درواقع، بهروزان بهواسطهٔ مصاحبهشوندگان سرزندهٔ خود نشان میدهد که ورود انسانشناسانه به روانپزشکی همچنین میتواند عاملیت افرادی را که از طریق روانپزشکیْ پزشکانه شدهاند نمایان کند و مورد کنکاش قرار داد.
دفترچهٔ خاطرات پروزاک شایسته است که وسیعاً و در زمینههای متنوع خوانده شود. این اثر پژوهشی، دانشجویان ایرانپژوهی، انسانشناسی و رشتههای پزشکی و اجتماعی-فرهنگی را، همچنین فعالان حوزهٔ پزشکی را مخصوصاً در روانپزشکی، و علم و فنآوری جذب خواهد کرد. دفترچه خاطرات پروزاک همچنین برای غیردانشگاهیانی که به {مطالعه دربارهٔ} افسردگی، روانزخمِ پساجنگ، تاریخهای پزشکی و البته ایران معاصر علاقمندند، کتابی خواندنی است.
ارجاعها
Das, Veena. “Language and Body: Transactions in the Construction of Pain,” Daedalus 125, no. 1 (1996): 67-91.
Fischer, Michael M. J. Iran: From Religious Dispute to Revolution, Cambridge, MA: Harvard University Press, 1980.
Good, Byron J., Mary-Jo DelVecchio Good, and Robert Moradi, “The Interpretation of Iranian Depressive Illness and Dysphoric Affect,” in Arthur Kleinman and Byron J. Good (eds.), Culture and Depression Studies in the Anthropology and Cross-Cultural Psychiatry of Affect and Disorder, Berkeley: University of California Press, 1986, pp. 369–428.
Slater, Lauren. Prozac Diary, New York: Random House, 1998.
Taussig, Michael. The Nervous System, London: Routledge, 1992.
مشخصات نشر انگلیسی کتاب به قرار زیر است:
Orkideh Behrouzan. Prozāk Diaries: Psychiatry and Generational Memory in Iran, Stanford, CA: Stanford University Press, 2016, 3
[1] Prozac Diary
[2] Lauren Slater
[3] Byron Good
[4] Mary-Jo DelVecchio Good
[5] Michael Fischer
[6] storied implicitness
[7] Michael Taussig
[8] destigmatize
[9] performativity
[10] phoneticized
[11] trauma
[12] psychodynamically oriented
[13] biomedically oriented
[14] therapeutically oriented
[15] responsibilization
[16] generative
Prozak Diaries: Psychiatry and Generational Memory in Iran
Orkideh Behrouzan
Stanford University Press, 2016
pp. 326





نظرات بسته شده است.